1978

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

روزهای آخر شهریور سال 60

هوا ابری طوفانی شده و یکمی بارون میاد

بدو میرم ژاکت سبزی که مامان برام بافته را میپوشم و میرم تو کوچه 

با پاهام با آبی که وسط کوچه جمع شده بازی میکنم

بهروز سر میرسه 

 داره ازدواج میکنه و حسابی سرش شلوغه ولی مثل همیشه حواسش به دختر کوچولوی همسایه است 

میخنده و میگه تو چرا ژاکت پوشیدی و من با خجالت میخندم و به پاهام و آب نگاه میکنم 

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:41
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها